فكر می كنم كه اكران این روزهای الی و فروش خیلی خوبش، آنهم در این شرایط حكایت جالبیست. احساس می كنم شباهت عجیبی بین این دو فیلم از یك طرف و رقابت موسوی و ا.ن از طرف دیگر بود. بماند كه كارگردان های هر دو فیلم هم آشكارا از نامزدهای مورد نظر خویش حمایت كردند. مسعود ده نمكی و ا.ن از یك طرف و اصغر فرهادی و میرحسین موسوی از طرف دیگر.
شاید حرفم مسخره باشد اما بیایید مقایسه ای كنیم بین این دو. ببینیم چرا اخراجیها به فروش چند میلیاردی رسید ولی فیلم "درباره الی" هنوز به آن فروش قابل پیش بینی نرسید. هرچند كه همین الان هم استقبال از "درباره الی" بالاست.
از كلید خوردن 2 فیلم شروع می كنیم. اخراجیها با كلی سلام و صلوات و تهیه كننده با نفوذ و بیشترین امكانات از طرف سازمانهای نظامی و شبه نظامی (اسامی آنها در تیتراژ پایانی هست) روبرو شد. و برعكس "درباره الی" بارها با مشكلات و سنگ اندازی های مختلف. درست مثل تفاوت شروع به كار ا.ن و موسوی. تمام دستگاههای رسمی و حكومتی نظام خود را در اختیار ا.ن گذاشتند. او با هواپیمای ریاست تشریفاتی ج.ا از شمالیترین نقطه به جنوبیترین نقطه برای سفر میرفت اما موسوی با اتوبوس مجبور بود این راهها را طی كند.
زمان اكران 2 فیلم هم جالب بود. ابتدا گفته شد هر 2 در نوروز اكران میشوند. اما همه دیدیم كه سرانجام چه كسی توانست از فرصت طلایی نوروز استفاده كند یا در واقع این فرصت را به او دادند. برعكس زمان اكران "درباره الی" درست در ایام انتخابات افتاد و اوج آن درگیریهای پس از انتخابات بود، تا جایی كه اصغر فرهادی گفت با این وضعیت بی انصافی است كه بخواهد منتظر فروش بالای فیلمش باشد. نتیجه آن اكران طلایی فروش چند میلیاردی بود و این اكران بد فروشی كه می بینید!
مورد دیگر تبلیغات بی شمار تلویزیونی اخراجیهاست. یادتان هست در ویژه برنامههای تحویل سال عید نوروز در حالیكه همه پای تلویزیون هستند و منتظر، ناگهان سیمایی ها شروع به پخش پشت صحنه اخراجیها كردند؟ مشابه همین اتفاق برای ا.ن و موسوی افتاد. برنامه های پیاپی در ایام انتخابات برای دولت ساخته شد. تا جایی كه به قول تاجزاده صدا و سیما روزهای انتخابات را با هفته دولت اشتباه گرفته. این تبعیض تا آنجا پیش رفت كه سرانجام آن فرصت طلایی را در آخرین روز به ا.ن دادند تا تیر خلاص را شلیك كند.
و در آخر چیزی كه از همه برای من جالب تر بود، مضمون 2 فیلم بود. "درباره الی" از ابتدا تا پایان فیلم رفتاری به نام دروغ را نشان داد. آن هم به بهترین شكل. عاقبت دروغ گفتن های پیاپی و سرانجام به گل نشستن سرنشینان را در سكانس گیر كردن ماشین در ساحل نمایش داد. در مقابل اخراجی ها لودگی های بی پایان و هرزگی های بیشمار در كنار ملی گرایی مضحك و ادا اصول ضد آمریكایی و ضد غربی و شعارهای پر از تلمق و غیره. شباهت عجیبی بود بین فریادهای موسوی علیه دروغ با "درباره الی" از یك طرف و لودگی ها و ادا اطوارهای ا.ن با اخراجی ها.
از نظر من نفس تقلب در این انتخابات قطعی است. حتی اگر واقعا 24 میلیون به ا.ن رای داده باشند باید ببینید چه شرایطی فراهم شد تا او 24 میلیون رای بیاورد. چه شرایطی فراهم شد تا یك نمایش مسخره (حیف است نام فیلم سینمایی را روی اخراجی ها گذاشت) میلیاردی بفروشد اما فیلم ارزشمندی مانند "درباره الی" این استقبال را داشته باشد.
ایراد بر مردم نیست، اتفاقا همین كه مردم با این شرایط بازهم با این حجم قابل توجه "درباره الی" را درك كردند مایه امیدواریست اما دستی وجود دارد تا سلیقه مردم را جلف و بی ارزش سازد. سلیقه درصد بالایی از مردم مثل همان BMW قرمز رنگ است. عده ای با دروغ سوار آن می شوند، اولش با جیغ و داد و هیجان و خیلی اتفاقات به ظاهر خوب سپری می شود اما آخرش همانی می شود كه در فیلم دیدیم.
خیلی سخت بود.
تمام خاطراتی رو که توی این چند سال اخیر از زمان آغاز موج وبلاگنویسی تا این آخر با فیس بوک بود، با یک کلیک پاک کردم.
به همین سادگی.
حالا دیگه هیچی توش نیست.
حس بدی دارم.
این روزها همه آدمها هر چیزی بخواهند دارند به جز...
دل و دماغ... چیزی که این روزها هیچ کس ندارد.
سر كار منتظر خروجي هستم و قافله سالار لطفي را گوش مي دهم، بيخيال دنيا و دل و دماغ.
۱) ما، گروهی از وبلاگنویسان ایرانی، برخوردهای خشونتآمیز و سرکوبگرانهی حکومت ایران در مواجهه با راهپیماییها و گردهمآییهای مسالمتآمیز و بهحق مردم ایران را به شدت محکوم میکنیم و از مقامات و مسوولان حکومتی میخواهیم تا اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران را -که بیان میدارد «تشكيل اجتماعات و راه پيمايیها، بدون حمل سلاح، به شرط آنکه مخل به مبانی اسلام نباشد، آزاد است» رعایت کنند.
۳) حرکتهایی چون اخراج خبرنگاران خارجی و دستگیری روزنامهنگاران داخلی، سانسور اخبار و وارونه جلوه دادن آنها، قطع شبکهی پیام کوتاه و فیلترینگ شدید اینترنت نمیتواند صدای مردم ایران را خاموش کند که تاریکی و خفقان ابدی نخواهد بود. ما حکومت ایران را به شفافیت و تعامل دوستانه با مردم آن سرزمین دعوت کرده، امید داریم در آینده شکاف عظیم بین مردم و حکومت کمتر شود.
پنجم تیرماه ۱۳۸۸ خورشیدی
بخشی از جامعهی بزرگ وبلاگنویسان ایرانی
Statement by a group of Iranian bloggers about the Presidential elections and the subsequent events
1) We, a group of Iranian bloggers, strongly condemn the violent and repressive confrontation of Iranian government against Iranian people’s legitimate and peaceful demonstrations and ask government officials to comply with Article 27 of the Islamic Republic of Iran’s Constitution which emphasizes “Public gatherings and marches may be freely held, provided arms are not carried and that they are not detrimental to the fundamental principles of Islam.”
2) We consider the violations in the presidential elections, and their sad consequences a big blow to the democratic principles of the Islamic Republic regime, and observing the mounting evidence of fraud presented by the candidates and others, we believe that election fraud is obvious and we ask for a new election.
3) Actions such as deporting foreign reporters, arresting local journalists, censorship of the news and misrepresenting the facts, cutting off the SMS network and filtering of the internet cannot silence the voices of Iranian people as no darkness and suffocation can go on forever. We invite the Iranian government to honest and friendly interaction with its people and we hope to witness the narrowing of the huge gap between people and the government.
A part of the large community of Iranian bloggers
June 26, 2009
—————————————–
Dear reader,
If you are a blogger, please post this in your blog too. We might have differences in our views towards this crisis, but we can stay united on condemning the violence and valuing the lives of our people. Let’s have our voices heard.
گفتم كه الله اكبر فحش شده! خبر مرگ مايكل جكسون بيشتر از الله اكبر توي رسانه ضد ملی ج.ا پخش میشه. بماند که فیس بوک خودمون هم...


