با چه زبونی بگیم ان صمد و نمی خوایم؟ حالا هی بیان دستیارشو عوض کنن، یه روز آلمانی میزارن یه روز ایرانی، بابا این کاره نیست دیگه!
یکی گفت دلم براش می سوزه! گفتم به حال احمق نباید دلسوزی کرد.

آقای صمد مرفاوی سر جدت برو، جان هرکسی دوست داری برو. آخه لامصب چقدر باید فحش بخوری؟ بیچاره امثال واعظ پشت تو پنهان شدند. تنها خوبی تو اثبات بی کفایتی واعظ بود و بس! قبل از خداحافظی از این پست و آرزوی دیدار در پست بعدی باید بگم که فکر نکنید واعظ رو یادم رفت! خیر! ایشان عامل اول و آخر همه این اتفاقات است. صمد بیچاره یک قربانی است که دلمان نمی خواهد بیشتر از این بسوزد ولی چه کنیم که خودش سوختن را انتخاب کرده.
باختیم اما مردیم، پشت تیممون هستیم. (آخر تیکه تعصب بود)
نکته انحرافی: سپاهان به مربیگری امیر قلعه نوعی با ۵ گل سایپا را شکست داد. سپاهان با ۵۲ امتیاز و یک بازی کمتر مقتدرانه در صدر جدول است.
به یاد همه کل کل های این هفده هجده سال اخیر، استقلال سرور پرسپولیس... تا فردا که همه لنگ ها رو آویزون بند رخت کنیم.
به عنوان یک سبز باید اعتراف کنم. اعتراف برای اینکه تجربیات غلط گذشته تکرار نشود. اعتراف برای اینکه ما یک ملت چند قومیتی هستیم اما در جنبش هایمان حقوق قومیت های مملکت را در نظر نگرفته ایم. درست است فارس ها اکثریت هستند اما نه یک اکثریت قالب. شاید وضعیت فارس ها در ایران چیزی شبیه پشتون ها و تاجیک های افغانستان باشد. من به آذری ها حق می دهم که نگران باشند. در جنبش مشروطه ستارخان آنها تیرباران شد و در انقلاب ۵۷ مرجع تقلیدشان خانه نشین. حق می دهم که اصل ۱۵ قانون اساسی، که از معدود اصول درست و درمان همین قانون اساسی است، فقط روی کاغذ مانده و مثل بسیاری از قوانین دیگر روی هواست. به اقلیت های قومی حق می دهم که جنبش سبز را جنبش فارس بدانند. چرا که هنوز نسبت به آنها اگر نگوییم بی تفاوت، کم محلی کرده ایم و این اصلا صحیح نیست و تازه انتظار هم داریم آنها هم همراهمان باشند، نه آقاجان نمی شود! من هم اگر جای یک آذری باشم و ببینم در راه جنبش جان می دهم اما آخرش وضعیتم با قبل و بعدش فرقی نمی کند، مگر مرض دارم همراه شوم؟
جنبش سبز برای ایرانیان است، برای همه ایرانیان. برای همه آنها که درون مرزهای این مملکت هستند. من به عنون یک سبز کوچک، بسیار کوچک، دست هر کسی، فارغ از رنگ و زبان و نژادش، فقط با این شرط که قائل به جدایی از حتی یک وجب از خاک مقدس این سرزمین نباشد به گرمی می فشارم.
باید بدانیم یک آذری حق دارد زبان خود را بیاموزد، بنویسد، بخواند، و یاد بدهد. در همین قانون اساسی هم این موضوع به رسمیت شناخته شده. واقعا چرا باید کلی هزینه های امنیتی بی خود و بی جهت برای درگیری با دیگر اقوامی کرد که همه در این آب و خاک زندگی می کنند؟ باور کنید به راحتی می شود همه با هم برادرانه زندگی کنیم، همديگر را دوست داشته باشيم بدون اينكه یکدیگر را تحقیر کنیم. فقط و فقط دشمنان این مردم هستند که از اختلاف ترک و فارس و کرد و ... خوشحال می شود. ما وطنی می خواهیم آباد، آزاد و مستقل که حقوق همه اقلیت ها را در چهارچوب مرزهای این سرزمین به رسمیت بشناسد. حالا اینکه کیفیت آن چگونه باشد این بحثی جداگانه است، اما مهم این است که ما باید از تجربیات گذشته درس بگیریم. آذربایجان همیشه نقش تعیین کننده ای در تمام جنبش های اخیر داشته آذری های عزیز منتظر شما هستیم.
آذربايجان ياتماييب / اوز اوغلونو آتماييب
---
پوچ جهان هيچ اگر دوست دارم
ترا، ای کهن بوم و بر دوست دارم
ترا، ای کهن پير جاويد برنا
ترا دوست دارم، اگر دوست دارم
ترا، ای گرانمايه، ديرينه ايران
ترا ای گرامی گهر دوست دارم
.....
فری آذر آبادگان بزرگت
من آن پيشگام خطر دوست دارم
تکمیل: کامنت های توهین آمیز و از همه مهمتر هر نوع توهین به نژاد اعم از ترک و فارس بلافاصله حذف خواهد شد.
هاشمی بالاخره یزدی را تهدید کرد. نمردیم و یک واکنشی از ایشان دیدیم. خوب آقای هاشمی، به قول بچه های استادیوم برو، ما منتظر دومی هستیم، هیچ جا نمیریم همین جا هستیم. ببینیم چه می کنی.
در مورد عادل و برنامه دیشبش، باید بگویم اتفاقا روال خیلی خوبی داشت. ببین! برای آذری ها شبهه تقلب بود. خوب وظیفه او چیست؟ کاری که حکومت کرد؟ یعنی بزن تو دهن هر کی اعتراض کرد؟ نه! عادل آمد اعتراضات مردم را نشان داد. فحش دادن هم بخشی از اعتراضات بود. نبود؟ که به نظر من طبیعی هم بود. ولی چیزهای دیگر را هم نشان داد، از حرفهای آن دانشجوی ICT که داشت منطقی حرف می زد تا آن طرفدار متعصبی که با لهجه غلیظی می گفت بالای ۱۰۰ درصد! عادل همه چیز را نشان داد. دقت کن که همه چیز. کاری که سیمای ج.ا نکرد و فقط ملت را تحریک کرد. عادل حتی به دماغ خودش هم تیکه انداخت و همراه تبریزی ها به خودش خندید! کجا مظلوم نمایی کرد؟
بعد هم خدایی یک سوال دارم و جوابش برایم خیلی مهم است. قبول داری از آن جمعیت ۴۰ هزار نفری که برای بازی با استقلال آمد بالای ۸۰ درصدشان از آذربایجان آمده بودند؟ من که جوابم مثبت است. بحث من از تیم محلی این است که یک تیم هویت قومی دارد. تراکتور بیش از هویت ملی، هویت قومی دارد. درست مثل بارسلونا یا آتلتیک بیلبائو. منتهی تفاوتش با آنها این است که هنوز به آن درجه محبوبیت نرسیده که بگوید تیمی است که مثلا در اردکان و رامهرمز (چه گیری دادم به رامهرمز) طرفدار دارد. حرف من این است که تراکتور ما و تیراختور شما الان (دقت کن که می گویم الان) قبل از هویت ملی، هویت قومی دارد. شاید در آینده این هویت تغییر کند شاید هم نه! بهتر است صبر کرد. شاید مثل آتلتیک بیلبائو کماکان به هویت باسکی خود بنازد دست از یک تعصب کور برنارد و نتیجه اش اینکه تبدیل شود به یک تیم درجه ۲ اسپانیا یا مثل بارسلونا که اگرچه برای کاتالان بودنش احترام زیادی قائل است اما امروز یک هویت نه تنها ملی بلکه بین المللی دارد، نمونه اش رفتار آنها در فینال جام قهرمانان فصل قبل.


