<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<feed version="0.3" xmlns="http://purl.org/atom/ns#" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xml:lang="en">
  <title>alefba</title>
  <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/" />
  <modified>2010-06-28T09:16:55Z</modified>
  <tagline>[ الف‌با ]</tagline>
  <id>tag:www.alefba.info,2010://1</id>
  <generator url="http://www.movabletype.org/" version="3.2">Movable Type</generator>
  <copyright>Copyright (c) 2010, jalal</copyright>
  <entry>
    <title>تيم ما هم پريد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001137.html" />
    <modified>2010-06-28T09:16:55Z</modified>
    <issued>2010-06-27T15:23:53+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1137</id>
    <created>2010-06-27T11:53:53Z</created>
    <summary type="text/plain">گاهی اوقات اینجوری میشه. قبلا گفتم ایتالیای امسال جنسش جور نیست. تازه همه اینها کم بود مصدومیت بوفون و پیرلو تنها ستاره های باقیمانده رو هم بهش اضافه کنید! نتیجه اش می شود آن چه که دیدید. البته خوشم میاد...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>فوتبال</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p>گاهی اوقات اینجوری میشه. قبلا گفتم ایتالیای امسال جنسش جور نیست. تازه همه اینها کم بود مصدومیت بوفون و پیرلو تنها ستاره های باقیمانده رو هم بهش اضافه کنید! نتیجه اش می شود آن چه که دیدید. البته خوشم میاد ایتالیا هنوز غیرتش رو داشت. تعصب آبی های لاجوردی در لحظات پایانی بازی با اسلواکی دیدنی بود.<BR><BR>اسپانیا هنوز خیلی امیدوارانه بازی می کند ولی باز آن چیزی نبود که فکر می کردم. آرژانتین واقعا خوب بوده و بازی هایش دیدنی،&nbsp;اما هنوز حریف سفت و سختی نداشته. قطعا کره و یونان و نیجریه افت کرده حریفان خوبی برای آنها نبودند. از شانس مارادونا و تیمش کلا قرعه خوبی به آرژانتین خورده و حالا هم با مکزیک بازی می کند و احتمالا تا نیمه نهایی حریف آزار دهنده ای ندارد. فقط می ماند اسپانیا در بازی ماقبل فینال که تازه آنجا عیار دیه گو مشخص می شود. دیه گو گفته ده گل به اسپانیا می زند اما ظاهرا این هم از آن بلوف های معروفش است!<BR><BR>به هر حال تیم ما که حذف شد! ببینیم بقیه جام چه می شود. <BR><BR>تکمیل: آلمان که ۴ تا به انگلیس زد آرژانتین هم ۳ تا به مکزیک. یعنی هر دو با قدرت تمام بالا اومدن. حالا که تیممون حذف شده بازی هایی از این دست دیدنی هستند. مارادونا هست و انتقام فینال جام ۹۰. واقعا دیدنی میشه.</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title></title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001136.html" />
    <modified>2010-06-23T06:39:58Z</modified>
    <issued>2010-06-23T10:07:19+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1136</id>
    <created>2010-06-23T06:37:19Z</created>
    <summary type="text/plain">یک. خوشحالم که رسانه های جهان هیچ وقت حرفهای آنارشیستی کامنت نویسان بالاترین رو نمی خونن چون اگر بخوان ترجمه بکنند اینقدر ادبیات مبتذلی داره که قابل ترجمه نیست! آدم هایی که به خودشون زحمت نمیدن بروند تعریف سکولاریسم و...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>سیاسی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p>یک. خوشحالم که رسانه های جهان هیچ وقت حرفهای آنارشیستی کامنت نویسان بالاترین رو نمی خونن چون اگر بخوان ترجمه بکنند اینقدر ادبیات مبتذلی داره که قابل ترجمه نیست! آدم هایی که به خودشون زحمت نمیدن بروند تعریف سکولاریسم و لائیسم رو حداقل از مدخل های اون در ویکی پدیا بخونن کتاب هاش که دیگه به کنار. فقط شنیدن جدایی و استقلال نهاد دین از سیاست و به کل سکولاریسم یعنی راه پیمایی طرفداران برهنگی در خیابان!</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>نرم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001133.html" />
    <modified>2010-06-14T12:37:21Z</modified>
    <issued>2010-06-14T16:03:10+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1133</id>
    <created>2010-06-14T12:33:10Z</created>
    <summary type="text/plain">آنها حرف مي زنند ما نبايد حرف بزنيم، آنها روزنامه دارند ما نبايد داشته باشيم، آنها كتاب دارند ما نبايد داشته باشيم، آنها مي توانند مستند بسازند ما نبايد بسازيم، آنها مي توانند صبح تا شب در خبرگزاري و رسانه...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>سیاسی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p>آنها حرف مي زنند ما نبايد حرف بزنيم، آنها روزنامه دارند ما نبايد داشته باشيم، آنها كتاب دارند ما نبايد داشته باشيم، آنها مي توانند مستند بسازند ما نبايد بسازيم، آنها مي توانند صبح تا شب در خبرگزاري و رسانه به اصطلاح ملی اراجيف ببافند ما بايد فيلتر بشويم، آنها كتك می زنند و ما بايد كتك بخوريم، آنها پارازيت می اندازند و ما بايد پارازيت ببينيم.<br />
در آخر آنها می گويند اين جنگ نرم است! ما هم مانده ايم سانسور و فيلتر و كتك و پارازيت كجايش نرم است؟</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>انگار نه انگار!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001130.html" />
    <modified>2010-06-12T18:59:27Z</modified>
    <issued>2010-06-12T22:17:00+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1130</id>
    <created>2010-06-12T18:47:00Z</created>
    <summary type="text/plain">خنده دار بود! آنهایی که مدعی پیروزی خودشان بودند در سالگردش به جای شیرینی دادن و جشن گرفتن در خیابان لشکرکشی کردند! وقتی سوار تاکسی از پل حافظ (خیابان انقلاب) رد می شدم و سربازان یگان ویژه رو دیدم که...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>سیاسی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p>خنده دار بود! آنهایی که مدعی پیروزی خودشان بودند در سالگردش به جای شیرینی دادن و جشن گرفتن در خیابان لشکرکشی کردند! وقتی سوار تاکسی از پل حافظ (خیابان انقلاب) رد می شدم و سربازان یگان ویژه رو دیدم که با لباس های گارد و کلاه های سنگین زیر آفتاب سوزان ایستاده بودند. بیچاره ها معلوم نبود توی دلشان چه می گذشت! از آن طرف هم مردم دیدنی بودند! ماموران مسلح تمام خیابان آزادی و انقلاب را پر کرده بودند و در پیاده روها گشت می زدند آن هم با لباس های مثلا ترسناک اما مردم، انگار نه انگار. روز جالبی بود...</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>جام جهانی</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001129.html" />
    <modified>2010-06-06T12:04:46Z</modified>
    <issued>2010-06-06T15:13:11+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1129</id>
    <created>2010-06-06T11:43:11Z</created>
    <summary type="text/plain">مقدمه: شاید زود باشه اما عیبی نداره. چون احتمالا از ۲۱ خرداد به بعد باید درباره چیزهای دیگری بنویسم!اصل مطلب: کمتر از یک هفته دیگر دوباره قرار است دیوانه شویم. قرار است یک ماه دیوانه فوتبال بشویم و کل کل...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>فوتبال</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p>مقدمه: شاید زود باشه اما عیبی نداره. چون احتمالا از ۲۱ خرداد به بعد باید درباره چیزهای دیگری بنویسم!<BR><BR>اصل مطلب: کمتر از یک هفته دیگر دوباره قرار است دیوانه شویم. قرار است یک ماه دیوانه فوتبال بشویم و کل کل و جنگ اعصاب و خیلی چیزهای دوست داشتنی دیگر. مثل همیشه آبی ترین تیم دنیا یعنی ایتالیا هم هست. منطق تعصب و هواداری می گوید که باید طرفدار ایتالیا بود و بس. برای ایتالیا سینه چاک کرد و پز آن را داد. اما ایتالیای امسال جنسش خیلی جور نیست. اگر عقل را ملاک بگیریم اسپانیا شانس اول است، اما خوب چه کنیم که این آبی لامصب نمی گذارد به تیم دیگری فکر کنم. چهار سال پیش که ایتالیای عزیز <A href="http://www.alefba.info/archives/000182.html">قهرمان شد</A>&nbsp;ایتالیا آبی تر از همیشه بود و خود خودش بود. سیگار برگ مارچلو با آن غرور وحشتناک ترکیب فوق العاده ای بود. آن هم وقتی ایتالیایی ها به دفاع می رفتند و همه روزنه ها را به کل می بستند آن وقت باید همه تیم ها جان می کندند برای رسیدن&nbsp;فقط یک گل، حتی اگر این تیم آلمان میزبان باشد یا فرانسه با زیدان.<BR>حالا ما مانده ایم که به حرف دل گوش کنیم و بگوییم ایتالیا یا کشور آن طرفی اش اسپانیا که کافی است نیمی از توانایی جام ملتهای اروپا را رو کند تا قهرمانی در دستش باشد.<BR><BR>و در آخر: چهار سال پیش در همین روزها (کمی پس و پیش) آن موقع&nbsp;که&nbsp;گفتم <A href="http://www.alefba.info/archives/000161.html">شاید چهار سال دیگر</A>&nbsp;هرگز فکر نمی کردم واقعا چهار سال دیگر نباشیم و این شاید برگفته از یک نگاه بدبینانه ناشی از شکست های آن موقع بود ولی چه فکر می کردیم و چه شد!</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>اولين روز</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001126.html" />
    <modified>2010-06-02T13:29:42Z</modified>
    <issued>2010-06-02T16:53:46+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1126</id>
    <created>2010-06-02T13:23:46Z</created>
    <summary type="text/plain"> اولین روز خوزه مورینیو در رئال مادرید:« نمی دانم که آیا برای مربیگری رئال مادرید زاده شده ام یا نه ولی مطمئنم برای مربیگری در دنیای فوتبال به دنیا آمده ام و همیشه چالشهای بزرگ و مهم را بسیار...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>فوتبال</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p><P align=center><IMG height=464 alt=PDH100_SOCCeR-SPAIN-MOURINHO_0531_11.JPG src="http://www.alefba.info/images/PDH100_SOCCeR-SPAIN-MOURINHO_0531_11.JPG" width=270> </P><br />
<P align=justify><SPAN id=divAdnetKeyword>اولین روز خوزه مورینیو در رئال مادرید:<BR>« نمی دانم که آیا برای مربیگری رئال مادرید زاده شده ام یا نه ولی مطمئنم برای مربیگری در دنیای فوتبال به دنیا آمده ام و همیشه چالشهای بزرگ و مهم را بسیار دوست داشته ام.جذابیت رئال مادرید برای من، به خاطر تاریخ باقدمت، ناکامی های آنها در سالهای اخیر و توقعات بالا برای موفقیت است.رئال تیمی یکتاست و برای یک مربی و یا یک بازیکن بزرگ، عدم حضور در رئال به منزله جای خالی بزرگی در کارنامه ورزشی اش. خوشبختانه و به لطف تلاشهای صورت گرفته، کارنامه کاری من بسیار خوب است و اکنون مربی گری در رئال مادرید برایم به منزله افتخاری بزرگ است ولی زیباترین، زیباترین و زیباترین نکته، مربی گری یا بازی کردن در رئال نیست؛ بلکه زیباترین،زیباترین و زیباترین حس، قهرمانی با رئال است و این همان انگیزه و هدف من است.»</SPAN></P></p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title></title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001125.html" />
    <modified>2010-06-02T13:12:53Z</modified>
    <issued>2010-06-02T16:40:20+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1125</id>
    <created>2010-06-02T13:10:20Z</created>
    <summary type="text/plain"><![CDATA[دیروز که&nbsp;داشتم&nbsp; World Cup 2010 رو در xbox 360 بازی می کردم&nbsp;کلی حسرت نرفتن به جام جهانی دوباره در دلم تازه شد. خاک بر سر کفاشیان که سال قبل با پر رویی و به سادگی گفت&nbsp;نرفتن به جام جهانی مهم...]]></summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>فوتبال</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p>دیروز که&nbsp;داشتم&nbsp; World Cup 2010 رو در xbox 360 بازی می کردم&nbsp;کلی حسرت نرفتن به جام جهانی دوباره در دلم تازه شد. خاک بر سر کفاشیان که سال قبل با پر رویی و به سادگی گفت&nbsp;نرفتن به جام جهانی مهم نیست!&nbsp;</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>ماهواره بی خطر</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001122.html" />
    <modified>2010-05-30T13:24:00Z</modified>
    <issued>2010-05-30T16:35:42+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1122</id>
    <created>2010-05-30T13:05:42Z</created>
    <summary type="text/plain">خنده داره! خیلی خنده داره. عمو ضرغام در افاضات جدید فرمودن که شبکه های ماهواره ای رو تهدید نمی دانند و کلا آدم حساب نمی کنند به خصوص فارسی وان! این قضیه ۲ حالت داره یا استاد در منزل ماهواره...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>اجتماعی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p><P>خنده داره! خیلی خنده داره. عمو ضرغام در افاضات جدید فرمودن که شبکه های ماهواره ای رو تهدید نمی دانند و کلا آدم حساب نمی کنند به خصوص فارسی وان! این قضیه ۲ حالت داره یا استاد در منزل ماهواره ندارند و کلهم اجمعین بی خبرند یا اینکه از منزل همسایه ماهواره را دیده اند ولی چون درست متوجه نشده اند نفهمیدن. من نمی فهمم اگر این شبکه های کذایی تهدید نیستند پس چرا در کجور آباد صفلی هم ماهواره رویت می شود؟ حضرت ایشان کافی است یک بار با مترو تشریف ببرند شهر ری. در مسیر منازل مردم قشر زیر زیر زیر خط فقر رو کنار ریل مترو (از ایستگاه شوش به بعد مترو زمینی می شود) می بینند که پشت بام هایشان کاملا معلوم است. بلا استثنا روی پشت بام های همه بشقاب های ماهواره واضح و مبرهن است. دقت بفرمایید که زعفرانیه و فرمانیه رو نگفتم،&nbsp;مردم پایین میدان شوش یا به قول خودشون لب خط جدید رو گفتم. به عبارت بهتر طرف نون نداره بخوره دیش ماهواره انداخته اون بالا.<BR>قطعا استاد با برنامه های بی نظیرشان و شومن های جهانی چون وحید یامین پور هرگز احساس خطر نمی کند.</P></p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>فوتبال عليه دشمن</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001117.html" />
    <modified>2010-05-30T11:38:59Z</modified>
    <issued>2010-05-30T15:02:17+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1117</id>
    <created>2010-05-30T11:32:17Z</created>
    <summary type="text/plain"><![CDATA[&nbsp;اگر به خاطر فوتبال گریه کردید، اگر به خاطر فوتبال خندیده اید، اگر به خاطر فوتبال غصه خوردید، اگر به خاطر فوتبال شاد شدید، اگر به خاطر فوتبال دعوا کردید، اگر به خاطر فوتبال قهر کردید، اگر به خاطر فوتبال...]]></summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>فوتبال</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p><IMG alt="" src="http://www.1000ketab.com/images/stories/n--ferdosipur.jpg" align=right mce_src="/images/stories/n--ferdosipur.jpg">&nbsp;اگر به خاطر فوتبال گریه کردید، اگر به خاطر فوتبال خندیده اید، اگر به خاطر فوتبال غصه خوردید، اگر به خاطر فوتبال شاد شدید، اگر به خاطر فوتبال دعوا کردید، اگر به خاطر فوتبال قهر کردید، اگر به خاطر فوتبال فحش دادید و فحش شنیدید آن هم از نوع رکیک ترینش، اگر به خاطر فوتبال... و در آخر اگر به خاطر فوتبال زندگی کردید، حتما کتاب «فوتبال علیه دشمن» نوشته سایمون کوپر و ترجمه <STRONG>عادل فردوسی پور</STRONG> را بخوانید.<BR>شاید جوگیر شده ام یا بیش از حد بزرگش می کنم، اما لذت فوق العاده ای از خواندن این کتاب بردم. بهترین کتاب برای شب هایی که به جام جهانی نزدیک می شویم. بهترین مقدمه برای اینکه خون فوتبالمان در رگ هایمان کاملا به جوش بیاید.<BR><BR><BR><BR>«<B>زندگی و دیگر هیچ</B> بخشی از عنوانِ کتابِ مشهورِ اوریانا فالاچی‌ست. معادل واژه‌ی زندگی در این نامِ زیبا، برای من فوتبال است...»<BR>کتاب با این مقدمه از عادل شروع می شود. <br />
<P></P></p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>خود تحويل گيري</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001115.html" />
    <modified>2010-05-23T12:54:08Z</modified>
    <issued>2010-05-23T16:18:16+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1115</id>
    <created>2010-05-23T12:48:16Z</created>
    <summary type="text/plain"><![CDATA[تازگی آقایان مجلس از فرط کار زیاد نشسته اند و از رسانه هایی که به قول خودشان افشاگر فتنه بودند تجليل كردند و البته در یک خود تحویل گیری وحشتناک افسران مبارزه جنگ نرم! خواندند.&nbsp;وقتی خبرش رو خوندم باز اون...]]></summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>سیاسی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p>تازگی آقایان مجلس از فرط کار زیاد نشسته اند و از رسانه هایی که به قول خودشان افشاگر فتنه بودند تجليل كردند و البته در یک خود تحویل گیری وحشتناک افسران مبارزه جنگ نرم! خواندند.&nbsp;وقتی <A href="http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8903021031">خبرش</A> رو خوندم باز اون سوال قبلی یادم اومد! اگر این جنگ به قول خودتون نرمه! و جنگ محتواست پس بگذارید سایت ها و روزنامه ها و شبکه های ماهواره ای ما فتنه گرها هم حرفشون رو آزاد بزنند شما هم بزنید، بعد مردم قضاوت کنند. اما ظاهرا برای ایشان جنگ نرم یعنی اینکه طرف مقابل خفه کن، هرچی می خوای بگو، آخرش برای خودت دست بزن که ایول من بردم!<BR>قدیمی ها می گفتند: "خود گویی و خود خندی عجب مرد هنرمندی" این حکایت حسینیان و حداد و شریعتمداری و کیهان و فارس و باقی رفقاست!</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>خوزه قهرمان شد</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001112.html" />
    <modified>2010-05-23T06:53:26Z</modified>
    <issued>2010-05-23T10:15:55+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1112</id>
    <created>2010-05-23T06:45:55Z</created>
    <summary type="text/plain"> ۴۵ سال! می دانی چقدر است؟ یعنی ۱۱ سال قبل از تولد اٍل کاپیتانو. حالا بعد از ۴۵ سال اینتر قهرمان شد. چه کسی دیده بود در قهرمانی یک تیم روسای عصا قورت داده اروپایی پایین بیایند؟ اما برای...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>فوتبال</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p><P align=center><IMG style="WIDTH: 341px; HEIGHT: 243px" alt=r2163331943.jpg src="http://www.alefba.info/images/r2163331943.jpg" width=400 height=268> </P><br />
<P align=justify>۴۵ سال! می دانی چقدر است؟ یعنی ۱۱ سال قبل از تولد اٍل کاپیتانو. حالا بعد از ۴۵ سال اینتر قهرمان شد. چه کسی دیده بود در قهرمانی یک تیم روسای عصا قورت داده اروپایی پایین بیایند؟ اما برای اینتر اینگونه شد و رئیس موراتی هم به جشن اینتری ها پیوست. <BR>دیشب اینتر قهرمان اروپا شد. اینتری که روی آن برچسب خوزه مورینیو خورده بود. اینتری که به قول حمیدرضا صدر سخت ترین مسیر را برای قهرمانی طی کرد پس حتما شایسته پیروزی بود. فقط یادتان باشد که خوزه این فصل ۴ بار با بارسلونا بازی کرد و باز هم یادتان باشد همه بازی های برگشت خارج از خانه اینتر بوده. و وقتی همه اینها را کنار هم بگذارید و ببینید اینترقهرمان انگلیس یعنی چلسی را هم در کنار قهرمان اسپانیا یعنی بارسلونا حذف کرد آن وقت اوج کار خوزه را پی می برید.<BR>دیشب نگاه خوزه عجیب بود. عادل می گفت به سکوهای سانتیاگو برنابئو نگاه می کرد. نگاهش نگاه کسی بود که خانه جدیدش را می بیند. آیا سال آینده خوزه همین جام را دوباره به مادرید اما این بار به صاحب همیشگی اش، رئال مادرید پس می دهد؟</P></p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>ابتذال در بالاترين</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001110.html" />
    <modified>2010-06-14T12:39:54Z</modified>
    <issued>2010-05-19T10:56:19+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1110</id>
    <created>2010-05-19T07:26:19Z</created>
    <summary type="text/plain"><![CDATA[بالاترين خيلی جالب شده! ملت میان در کامنت ها (تاکید می کنم کامنت ها) فحش ناموسی میدن حالا یا به همدیگه یا به احمدی نژاد&nbsp;و باقی سران نظام! بعد اسمش رو میزارن تابوشکنی س/ک/ث/ من تو کف این استدلال ها...]]></summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>روزانه</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p>بالاترين خيلی جالب شده! ملت میان در کامنت ها (تاکید می کنم کامنت ها) فحش ناموسی میدن حالا یا به همدیگه یا به احمدی نژاد&nbsp;و باقی سران نظام! بعد اسمش رو میزارن تابوشکنی س/ک/ث/ من تو کف این استدلال ها هستم. ابتذال وحشتناک و خطرناکی کامنت های بالاترین رو فرا گرفته.&nbsp;ابتذال و توهینی که در پوشش&nbsp;عباراتی مثل ما لائیک هستیم یا سکولاریم (جون خودتون!) <BR>وقتی این کامنت ها رو در بالاترین می خونم و می بینم گفتار مردم این قدر سخیف شده (مخصوصا اونایی که داعیه روشنفکری دارند) تاسف می خورم به حال جنبشی که صد سال است به دنبال آزادیست. اگر آخر آزادی قرار است به این همه ابتذال ختم شود و قرار باشد اینطور همدیگر رو خطاب کنیم، نخواستیم! اميدوارم از چاله استبداد مذهبي به چاهی که نمی دانم اسمش چیست نیفتیم! <BR><BR><STRONG>تکميل</STRONG>: دقت کردید در این دوران که به شدت نیاز به اتحاد هست، عده ای چقدر تلاش می کنند حدیث هایی از کتاب هایی عجیب و غریب! با مضامین بسیار خرافی در بالاترین بگذارند بعد هم در کامنت ها بگویند، هااااا دیدید، این یعنی اسلام! بد هم پشت سرش بچسبانند به جنبش سبز و غیره. </p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>فارسی وان</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001108.html" />
    <modified>2010-05-18T05:26:45Z</modified>
    <issued>2010-05-18T08:48:21+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1108</id>
    <created>2010-05-18T05:18:21Z</created>
    <summary type="text/plain">اين روزها همه فارسی وان نگاه می کنند...* واقعیتی است! کافی است در یک آمارگیری جزئی از دوستان و آشنایان و اقوامتان بپرسید. فارسی وان نماد واقعی هجوم چیزی است به نام سبک زندگی غربی. سبک زندگی که خیلی از...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>اجتماعی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p>اين روزها همه فارسی وان نگاه می کنند...* واقعیتی است! کافی است در یک آمارگیری جزئی از دوستان و آشنایان و اقوامتان بپرسید. فارسی وان نماد واقعی هجوم چیزی است به نام سبک زندگی غربی. سبک زندگی که خیلی از استانداردهای ما را قبول ندارد. نوعی سبک زندگی که برای آنها پر از ارزش و هنجار است اما در قاموس ما نه. نمی خواهم قصه تعریف کنم و بگویم که خوب است&nbsp;و که بد،&nbsp;بیشتر روی مساله دیگری نظر دارم.<BR>اینکه بسیاری از سریال های فارسی وان مبتذل (نه به معنای س/ک/ثی بلکه به معنی سبک و جلف و ضعیف) است شکی نیست. بار فنی و کیفی آنها بسیار پایین است اما چه می شود که این نوع روابط مبتذل مورد استقبال جامعه قرار می گیرد؟ آیا جز این است که یک جامعه مبتذل داریم و این جامعه مبتذل خوراکش را پیدا کرده؟<BR><BR>*برگرفته از يكي جملات تبلیغاتی یکی از شبکه های ماهواره ای</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>اينم تيمت!</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001106.html" />
    <modified>2010-05-17T13:31:17Z</modified>
    <issued>2010-05-17T16:49:14+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1106</id>
    <created>2010-05-17T13:19:14Z</created>
    <summary type="text/plain">بين فوتبالیست های قدیمی یک مثلی هست وقتی کری می خونن و حریف در عین ادعای فراوان کم میاره، میگن &quot;تیممو تیممو تیممو تیمت! این بود تیمت؟&quot; حالا حکایت قضیه هسته ای ایران شده! تیم هسته ای احمدی نژاد در...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>سیاسی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p>بين فوتبالیست های قدیمی یک مثلی هست وقتی کری می خونن و حریف در عین ادعای فراوان کم میاره، میگن "تیممو تیممو تیممو تیمت! این بود تیمت؟" حالا حکایت قضیه هسته ای ایران شده! تیم هسته ای احمدی نژاد در یک موفقیت (به قول خودش) و یک پیروزی بزرگ (بازهم به خیال خودش) همه ۱۲۰۰ کیلوگرم سوخت ۳.۵ درصدی رو می برند ترکیه و مثلا امانت می گذارند، به جایش ۱۲۰ کیلو سوخت ۲۰ درصد می گیرند. <BR>والا ما که از فیزیک هسته ای سر در نمیاریم و نمی دونیم ارزش کدوم بیشتره اما یه چیز رو خوب می دونم، اینها که این همه ادعا کردند تیم هسته ای خاتمی در تعلیق موقت خیانت کرده و فلان بهمان، حالا هرچی داشتند رو دو دستی تقدیم کردند رفت. اگر اونجا امتیاز دادن بد بود، اینجا چیه؟ شتر سواري برای احمدی نژاد و اعوان و انصارش همیشه دولا دولا معنی میده.&nbsp; در واقع ما گوش هایمان مخلمی نیست، دم هم نداریم. آیا غرب و ترکیه و برزیل عاشق چشم و ابروی نداشته ما هستند که ۱۲۰۰ کیلو سوخت ۳.۵ درصد امانت بگیرند بعد ۱۲۰ کیلو سوخت ۲۰ درصد بدهند که ما استفاده کنیم و حالشو ببریم و هر وقت هم خواستیم اون ۱۲۰ کیلو رو هم پس بگیریم؟! پس این وسط در ازای این ۱۲۰ کیلو چی دادیم؟ پول؟ امتیاز یا ... طبق گفته علما اون ۱۲۰۰ کیلو امانت، پس شامل اون نمیشه پشتش یه چیز دیگه است، که ما نامحرمیم و نمی دانیم.<BR><BR>تکمیل: در سریال "در چشم باد" سه یا چهار قسمت پیش، بیژن که در آمریکا بود، وقتی دوست دختر آمریکایی اش از او در مورد اتفاقات وقت ایران (زمان سریال اول انقلاب بود) می پرسد جمله ای فوق العاده می گوید: (نقل به مضمون) "در ایران این مردم بیگناه هستند که در مقابل انقلاب ها و جنگ ها کشته می شوند. اگر انقلاب شکست بخورد یک عده مردم بیگناه کشته می شوند، اگر پیروز شود بلافاصله بعدش معامله ای انجام می شود که یا باید منتظر سقوط بود یا جنگ، که در هردو حالت بازهم یک عده بیگناه کشته می شوند"</p>]]>
      
    </content>
  </entry>
  <entry>
    <title>نمايشگاه نرفتم، و نمی روم</title>
    <link rel="alternate" type="text/html" href="http://www.alefba.info/archives/001105.html" />
    <modified>2010-05-12T10:45:57Z</modified>
    <issued>2010-05-12T14:04:11+03:30</issued>
    <id>tag:www.alefba.info,2010://1.1105</id>
    <created>2010-05-12T10:34:11Z</created>
    <summary type="text/plain">تا جایی که یادم هست از ۸ یا ۹ سالگی یا شاید هم کمتر هر سال به نمایشگاه کتاب رفته ام، گاهی این رفتن به ۲ یا ۳ بار هم افزایش پیدا می کرد مخصوصا آن سال ها که جشنواره...</summary>
    <author>
      <name>jalal</name>
      
      <email>jalal.afshar@gmail.com</email>
    </author>
    <dc:subject>اجتماعی</dc:subject>
    <content type="text/html" mode="escaped" xml:lang="en" xml:base="http://www.alefba.info/">
      <![CDATA[<p><P>تا جایی که یادم هست از ۸ یا ۹ سالگی یا شاید هم کمتر هر سال به نمایشگاه کتاب رفته ام، گاهی این رفتن به ۲ یا ۳ بار هم افزایش پیدا می کرد مخصوصا آن سال ها که جشنواره مطبوعات در آن ۳ سالن انتهایی مکان قبلی نمایشگاه برقرار بود. به لطف دولت محترم چند سالی هست که نمایشگاه به محیط بی روح مصلی آمده. نه خبری از تپه های چمن است که بعد از چند ساعت پیاده روی و کتاب بینی و کتاب خری! آنجا غذایی بخوردی نه خنکای استخر بزرگ که گرمای&nbsp;اردیبهشت را قابل تحمل کند&nbsp;و نه&nbsp;آن فضای نوستالژیک که کلی از خاطرات کتاب خوانی نوجوانی ما بود. <BR>امسال بعد از ۱۹-۱۸ سال یا شاید کمی بیش و کم، بیخیال رفتن به نمایشگاه شده ام. نه دل و دماغی دارم نه میل و رغبتی. این نداشتن انگیزه وقتی بیشتر شد که شنیدم در همان روز اول نمایشگاه را شخم زده اند و همان معدود کتاب های به درد بخور باقیمانده را هم به یغما بردند.<BR>نمایشگاه کتاب مدتی بود که دیگر طعم سابق را نداشت. حتی ساندویچ هایش! اما امسال دیدنش هیچ لذتی ندارد. دست مریزاد به دولت و حکومتی که معدود کتاب خوان هایی مثل من را هم از رفتن به این نمایشگاه و کتاب خوانی دلزده کرد. نرفتن به نمایشگاه بعد از نزدیک بیست سال در زندگی شخصی ام اتفاق مهمی بود، خیلی مهم.<BR><BR><STRONG>تکمیل</STRONG>: چند روز آفلاین طنزی در مسنجرم بود، دوستی نوشت: " در تهران بزرگترین نمایشگاه کتاب در بزرگترین نمازخانه برگزار می شود، اما نه کسی نماز می خواد نه کتاب"</P></p>]]>
      
    </content>
  </entry>

</feed>